|
به نام خدا مهربان
ابتدای راه هستم اما صلاح دیدم یک بخش از افکار و زندگی خودم رو بنویسم از بزرگان بخاطر این جسارت عذرخواهی می کنم.
من در یک روز سرد زمستانی در دهه ی شصت هجری شمسی
به دنیا آمدم.
پدر بزرگ من علی غالب علمداری یکی از مبتکران و
موسسان صنایع محبوب در کشور بوده است.
یکی از صنایع معروف که حتما شما هم از ان میل
نموده اید شرکت دوغ آبعلی است.
تحصیلات ابتدایی را در دبستان هفده شهریور
راهنمایی ملت و شهید بهشتی (به صورت مشترک) و
دبیرستان را در علامه حلی به پایان رساندم.
فارغ تحصیل رشته های فناوری اطلاعات و معماری هستم
و همکنون دانشجو رشته های مدیریت صنعتی – حقوق – و
شهرسازی نیز می باشم.
همچنین دارای برد های تخصصی مکرر نظیر طراحی سیستم
های مدیریتی – مدیریت استراتژیک- معماری داخلی و
دکوراسیون داخلی – مدیریت بحران می باشم.
به بنیاد های خانواده بسیار علاقه دارم در
سیاست به هیچ گرایشی متمایل نیستم بیشتر به این
اعتقاد دارم که باید خدمت کرد و اسم ایران رو به
بالاها رساند .
بنظرم درک سیاسی یا جبهه سیاسی زندگی مردم رو
متحول نمی کنه بلکه اصول توزیع عدالت برنامه ریزی
بلند مدت استفاده از نیروه های متخصص انتقال
تجربه اصلاح ریشه ای و فرهنگ سازی از ابتدا
در مشکلات اجتماعی اجبار استفاده از
تحقیقات و نیرو متخصص در ساختار کشاورزی بروز
رسانی صنایع سرمایه گذاری بالای 20 % به صورت سالم
در بخش های پژوهشی سرعت گرفتن وسایل ارتباطی و
اینترنت وحذف کاغذ بازی و مجازی شدن می تونه بخش
زیادی از مشکلات رو حل کنه.
نزدیک به 11 سال سابقه کار مفید دارم و کارم رو
بصورت مستقل و بدون حمایت های خانواده در موسسه
دانشگاهی امیر کبیر از 15 سالگی آغاز کردم.
افتخار این رو دارم که در سن 23 سالگی مدیر بخشی
از یک ارگان دولتی شدم.
زندگی پر از فراز و نشیب داشتم و همیشه به دنبال
موفقیت های بیشتر هستم.
بیشتر ساعات روز رو با وسایل الکترونیکی و
کامپیوتر می گذارم و در چندین شرکت و موسسه و
سازمان مشغول به
کار هستم .
یکی از کار های سرگرم کننده را آشپزی می دونم
و یکی از کارهایی که منو از همه افکار سنگین بدور
میکنه کشاورزی است.
در مجموع از کار و درس بسیار خوشم می آد(می آید).
دروس دانشگاهی نیز تدریس می کنم و تعداد زیادی
دانشجو در رده های مختلف دارم
اعتقاد راسخ دارم به اینکه به هرچی بخوای می رسی و
من هر چی خواستم و تلاش براش کردم بهش رسیدم.
خواندن کتاب پائولو
کوئیلو رو به شما حتما پیشنهاد می کنم.
واقعا احساس می کنم مسیر زندگی خیلی هارو این کتاب
تغییر داده.
در فصل تابستان سال 88 بیش از گذشته بار مسئولیت
هام بیشتر شده است .
در فصل جدیدی از دوران کاریم افتخار دارم که مدیر
بخش اقتصادی مجموعه ای وسیع شده ام .
از این لحاظ به اون فصل جدید می گم چرا که من پیش
از این مدرس دروسی نظیر اقتصاد خرد و کلان بوده ام
اما تجربه مدیریت اقتصادی را نداشته ام اما
امیدوارم با عنایت خداوند مهربان بتونم از این
آزمایش هم سر بلند بیرون بیام.
همیشه سعی می کنم در سازمان ها و شرکت هایی که
مشغول می شوم تغییرات اساسی و آکادمیکی ایجاد کنم.
اینم خلاصه زندگی من.
|